مکنون
پادشاه ممالک خطیم صفحه مشق ما قلمرو ماست

 سلام

اقرار می کنم که وبلاگ نوشتن تکراری ترین کاری بوده است که در طول عمرم انجام داده ام.

اما تصمیم دارم که همچنان به تجربه کردن ادامه بدهم و به دنیای بدون وبلاگ باز گردم با این تفاوت که تجربه وبلاگ نویسی دارم.شاید وقتی دیگر ... نوشتم .

از تمام کسانی که بابت نوشته هایم حس پوچی ، مسخره بودن ، الاف شدن ، تلف شدن وقت و ... داشته اند طلب غرامت می کنم چرا که بدون این وبلاگ متوجه گذران بیهوده وقتشان نمی شدند.دست کم دانستند که وبلاگ بد یعنی چی؟! مطلب بیهوده یعنی چی!!! نوشته های یک ذهن مشوش یعنی چی... به قول استادمان تفکرات قرون وسطی ای من در برخی موارد یعنی چی ... .اما دل نامه :

من هنوز در گیر سوال " من کی هستم؟ "  هستم.پس بیشتر جستجو می کنم...بیشتر... .

شاید در این هنگام که باران می آید و مه ای غلیظ فضا را آکنده از خدا کرده و بوی خاک مرا به خویشتن باز می گرداند بیابم که مکنون روح من ار رگ گردنم نه از خودم هم به من نزدیک تر است.شاید آن هنگام که بدن بدون روح مادربزرگم روی دستان انسان های رو به روی من از پله ها پایین می آمد و من تنها نظاره گر یک مسافری بودم که همواره در طول زندگی اش خدا را فراموش نکرده بود باید پاسخ می دادم که من کی هستم؟ شاید آن هنگام که شنیدم همکلاسی ام سرطان خون دارد یا شش ماه بعد که بالای سر قبر او در امام زاده پنج تن ایستاده بودم باید پاسخ می دادم من کی هستم؟ شاید وقتی داداش مهدی برای امتحان مدرسه اش با قاطعیت تمام می گوید:" خدا کمک می کنه" باید پاسخ می دادم که من کی هستم؟

وقتی نه ایمان کامل آورده ای و نه منکر هستی اما به دنبال حقیقت می گردی باید پاسخ بدهی که 

"من کی هستم؟"

من همچنان می گردم ... .

[ جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ] [ محمد-یس ]

از زندگانیم گله دارد جوانیم
شرمنده ى جوانى از این زندگانیم
دارم هواى صحبت یاران رفته را
یارى کن اى اجل که به یاران رسانیم
پرواى پنج روز جهان کى کنم که عشق
داده نوید زندگى جاودانیم
چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر
وز دور مژده ى جرس کاروانیم
گوش زمین به ناله ى من نیست آشنا
من طایر شکسته پر آسمانیم
گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند
چون میکنند با غم بى همزبانیم
اى لاله ى بهار جوانى که شد خزان
از داغ ماتم تو بهار جوانیم
گفتى که آتشم بنشانی، ولى چه سود
برخاستى که بر سر آتش نشانیم
شمعم گریست زار به بالین که شهریار
من نیز چون تو همدم سوز نهانیم

[ پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳٥ ‎ب.ظ ] [ محمد-یس ]

خیالی ساده و کودکانه هست که درختان در زمستان می خوابند.کافی است شاخه ای را بشکنید تا صدای آه و ناله ی درخت را بشنوید.

[ دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ محمد-یس ]
درباره نويسنده

فی کتاب مکنون لا یمسه الا المطهرون- یک روز از خودم پرسیدم وقتی می خواهیم عاشق بشویم چرا عاشق خداوند نشویم.این شد سرآغازی برای طی کردن مسیر زندگی که همواره مسیری است رو به بالا.
امکانات وب